دوشنبه، اسفند ۲۵، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - ۲۵ اسفند ۱۴۰۴


 

مسعود رجوی-۲۵ اسفند ۱۴۰۴

بچه شاه می‌گوید جنگ را کمک آورده

و بی‌صبرانه در انتظار ورود به نخستین شهر آزاد شدهٔ ایران است

قبلاً گفته بودیم حرف شورشگران و ارتش آزادی‌ستان هم ساده و روشن و فقط دو کلمه است:

بیـا! بیـا!

اکنون باید اضافه کرد که تصرف حتی یک وجب از خاک ایران توسط هر طرف

و عناصر دست‌نشانده مانند بچهٔ شاه، مضافاً بر تعارض آشکار با قوانین بین‌المللی

غیرقابل قبول و به سود فاشیسم دینی حاکم بر ایران است

«کینگ» مجتبی خامنه‌ای ولی‌فقیه نورسیده، نخستین طرفی است که از آن سود می‌برد

تا مبارزه جبهه متحد خلق در ایران با استبداد دینی را به انحراف بکشاند

با سوءاستفاده از ناسیونالیسم ایرانی مانند جنگ ۸ ساله با عراق

خود را درگیر یک جنگ ملی و وطن‌پرستانه جلوه دهد و در نتیجه رژیم ولایت فقیه جان بدر ببرد

صد سال است که جنگ اصلی در ایران بین آزادی با استبداد و شاه و شیخ ستمگر است

بچهٔ شاه می‌خواهد به مخاطبان خود بگوید بچهٔ خامنه‌ای جای مرا گرفته

من مانند پدربزرگم یا مانند پدرم با کودتا یا مثل چلپی با بمبها «در نخستین شهر آزاد شده»

به‌زودی فرود می‌آیم! قبلاً هم گفتم که از سال ۲۰۰۰ با سپاه در ارتباط بوده‌ام

سرلشگر زاهدی کودتاچی و پسرش اردشیر زاهدی و هم‌چنین شعبان بی‌مخ تاجبخش، مرده‌اند

اما ثابتی سرشکنجه‌گر ساواک را بر دوش گذاشته برایتان سوغاتی می‌آورم

تا دمار از روزگار پنجاه و هفتی‌ها که میلیون میلیون «مرگ بر شاه» می‌گفتند در بیاوریم

پاسـخ مـردم و آزادیخواهان ایـران پیوسته این است:

مـرگ بـر ستمگــر، چـه شـاه باشـه چـه رهبــر

جمعه، اسفند ۲۲، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - ۲۱ اسفند ۱۴۰۴


 

طفلکی «آق مجتبی» پس از یک عمر ولایت‌عهدی

از طریق تلویزیون از ارتقای خودش به مقام ولایت فقیه

و قرار گرفتن در موضع «کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم» مطلع شده است!


بنگرید شاه سلطان ولایت از راه رسیده را که در «روزگار تلخ‌تر از زهر» برای مردم ایران، بی‌امان با چند فقره چک بی‌محل، هم درصدد «دفاع مؤثر و پشیمان کننده» است و هم می‌خواهد تنگهٔ هرمز را ببندد، کشورهای همسایه را هم وادار به «تعیین تکلیف» کند، از دشمن غرامت بگیرد یا «اگر امتناع کنند» از اموال‌شان بردارد و «اگر آن هم مقدور نباشد، به همان اندازه از اموال آنها را نابود» نماید! علاوه بر این «در مورد گشودن جبهه‌های دیگر» هم «مطالعاتی صورت گرفته» که البته چیزی جز تروریسم و گسترش جنگ‌افروزی نیست. اما نصیحت من به بچهٔ خامنه‌ای این است که فعلاً قاچ زین را بچسبد برایش بهتر است.

آن میر دروغین بین با اسپک و با زینک       

شنگینک و منگینک سربسته به زرینک

چون منکر مرگست او گوید که اجل کو کو        

 مرگ آیدش از شش سو گوید که منم اینک

از سوی دیگر در صحنه سیاسی ایران در داخل کشور به‌وضوح می‌توان دید که خروجی و ماحصل تمام تشبثات و نمایش‌های بچهٔ شاه و سیرک‌های «جاویدشاه» و جارچیان دربار مربوطه، به جیب بچهٔ شیخ «کینگ مجتبی خامنه‌ای دوم»! ریخته است. او حالا در مسابقات «صدا زدن» که بچهٔ شاه می‌پرسید غیر از من چه کسی را صدا می‌زنند، با فاصلهٔ غیرقابل قیاس، پیش افتاده و می‌تواند بگوید: در بیعت موروثی با من! وقتی در دوران اختناق که امکان رأی دادن و نظرپرسی آزادانه نیست تنها معیار مشروعیت یعنی مقاومت را کنار بگذاریم، طبعاً بچه‌های شیخ و شاه در بیعت‌های پوشالی و صدا زدنهای برنامه‌ریزی شده از یکدیگر سبقت می‌گیرند و خوشا مقاومت ایران که از سال ۱۳۶۰ در صدر برنامه شورا و دولت موقت، در ماده ۱ و ۲ تصریح کرده که وظیفه‌اش «انتقال حاکمیت به مردم ایران» است و «مشروعیت خود را تماماً از مقاومت عادلانهٔ مردم ایران علیه رژیم ارتجاعی خمینی و خونبهای رشیدترین فرزندان مجاهد و مبارز این میهن علیه دیکتاتوری و وابستگی کسب می‌کند».

در جمعبندی قیام ۴۰۱ گفتیم که یکی از مهم‌ترین محورها «نقش فوق‌العاده مخرب بچهٔ شاه با بوق و کرنای بسیار» بود. شیخ از بازی بقایای شاه به‌غایت سود برده است. در قیام دیماه ۴۰۴ هم که از روز ۷ دی شروع شده بود وقتی سر و کلهٔ بچهٔ شاه پیدا شد و برای ۱۸ و ۱۹ دی فراخوان داد، خامنه‌ای فرصت بازگشت سلطنت دست‌نشاندهٔ ضدتاریخی را برای شلیک بی‌دنده و ترمز و پهن‌کردن آن کیسه‌های سیاه و پرخون قاپید و به‌نحوی غیرمعمول در روز ۱۹ دی به صحنه آمد و گفت: «همه بدانند جمهوری اسلامی با خون چندصد هزار انسان شریف روی کار آمده، در مقابل کسانی که تخریبگرند جمهوری اسلامی کوتاه نخواهد آمد».

تا ۱۷ دی، آمار اعلام شدهٔ شهیدان در همه منابع خبری بدون استثنا، دهها تن بیشتر نبود اما پس از آن خامنه‌ای با استناد به خون‌هایی که می‌گفت، شکاف میان باندهای مختلف رژیم را بست تا با دست باز بتواند «آتش به اختیار» کند.

از آن‌سو از ۵۰هزار نظامی و امنیتی رژیم که بچهٔ شاه اعلام کرده بود به او پیوسته‌اند خبری نشد و در صحنه، باز هم جوانان شورشگر و کانون‌های شورشی بودند که می‌جنگیدند و البته درس‌های ماندگار و فراموشی‌ناپذیر هم بر جای گذاشتند. هم‌چنین مجاهدین که در روز ۴ اسفند بی‌محابا در قلب تهران به بیت‌العنکبوت خامنه‌ای زدند و رژیم با تمام توان خود سعی کرد بر آن سرپوش بگذارد تا در قیامهای بعدی مردم و شورشگران به سوی این مکان و رأس نظام سمت و سو نگیرند.

غیر از مفقودین و شهیدان پتک آتشین در بیت‌العنکبوت، کانون‌های شورشی جنگنده در قیام دیماه، بیش از ۲ هزار نفر مفقود و ناپدید دارند که معلوم نیست چه تعداد دستگیر و چه تعداد شهید شده‌اند. اسامی و مشخصات همهٔ آنها و هم‌چنین عکسها و پیام‌های صوتی یا تصویری شماری از آنها موجود است ولی تا امروز یعنی بعد از ۲ ماه به‌رغم همهٔ تلاش‌ها، خبری از آنها در دست نیست.

تکرار می‌کنیم که هم‌چون ۶۰ سال گذشته جنگ ما با ولایت و سلطنت

برای آزادی و استقلال تا پیروزی انقلاب دموکراتیک و برپایی جمهوری دموکراتیک ادامه دارد

شعار دولت موقت صلح و آزادی است

دوشنبه، اسفند ۱۸، ۱۴۰۴

مسعود رجوی -۱۷ اسفند ۱۴۰۴


 

مسعود رجوی-۱۷ اسفند ۱۴۰۴

شورشگـران بـرپـا

سرانجام «کینگ مجتبی خامنه‌ای»

بر تخت سلطنت مطلقه ولایت فقیه نشست

جنگ ما با ولایت و سلطنت برای آزادی و استقلال

تا پیروزی انقلاب دموکراتیک مردم ایران

بی‌وقفه و بی‌امان ادامه می‌یابد

برقرار باد جمهوری دموکراتیک و دولت موقت

بر اساس برنامه ۱۰ ماده‌یی شورای ملی مقاومت ایران

و رئیس‌جمهور برگزیده برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران

از آن ما و خلق ماست پیروزی- از آن ما و خلق ماست فـردا

دوشنبه، اسفند ۱۱، ۱۴۰۴

مسعود رجوی ـ ۱۱ اسفند ۱۴۰۴

 


مسعود رجوی:

اخطار به شاهزاده ”آق مجتبی”: مخصوصاً در وضعیت دهشتناک بمبارانها، زندانیان سیاسی باید همگی بدون استثنا آزاد شوند. این برای خودت هم خوب است.


مسعود رجوی- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴

 


مسعود رجوی- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴

جنـگ جنـگ‌ها و آزمایـش آزمایشـات

برای پایان ۱۰۰ سال استبداد و خجسته میـلاد آزادی و جمهوری دموکراتیک

خامنـه‌ای مـرد، خلـق زنـده می‌شـود

به شرط این‌که نگذاریم محصول رنج و خون و مقاومت ۴۷ ساله در برابر شیخ خون‌ریز و رژیم ولایت فقیه را

دنبالچهٔ شاه ستمگر و فاشیسم سلطنتی سرکوبگر به سرقت ببرد

خمینی در آستانهٔ ۹۰ سالگی حکم قتل‌عام مجاهدین را نوشت. آخرین آزمایش خامنه‌ای هم در ۸۷ سالگی، آن «کیسه‌های سیاه» کشتار قیام دیماه بود. رؤیت همان مقدار از اجساد شهیدان در آن کیسه‌ها که خودش از تلویزیون حکومتی برای ارعاب شورشگران به تماشا گذاشت، دل عالمی را ریش می‌کرد. لرزاننده بود و از قساوتی بی‌حد و مرز حکایت می‌کرد. به راستی که دل مادران و پدران شهیدان «خونابهٔ غم بود و جگرگوشهٔ درد بر سر آتش جور». جور ولایت و «سلطنت مطلقهٔ فقیه» را می‌گویم که ورد زبان خمینی بود. آه که در دههٔ ۶۰ در همین حد هم به گفتهٔ اشرف شهیدان «جهان خبردار نشد» که در ایران چه گذشت.

بگذریم و به امروز بپردازیم: در ایران اکنون چه می‌گذرد و موضوع چیست؟

موضوع این است که پس از ۴۷ سال رنج و خون و فدا، رسیده‌ایم به جنگ‌ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات.

۱۲۰ سال است که این ملت در قفای آزادی در خروش و در غوغاست. از ستارخان و باقرخان تا کوچک‌خان و مصدق و فاطمی و پدر طالقانی تا حنیف و خیابانی و اشرف. به موازات و به ترتیب شهادت، باید از دکتر ارانی و خسرو روزبه و پویان و احمدزاده و جزنی و پاک‌نژاد نام برد، هر چند که فهرستی ناقص است. من محضر ۸ تن از این یاران خاموش اما تابان و پرخروش را درک کرده و با آنها بسیار گفت و شنود داشته‌ام. سیمای مجسم شرف و حریت تاریخ معاصر ایران بودند.

مجاهدین ۶۰ سال از این ۱۲۰ سال را بدون یک روز یا حتی یک ساعت وقفه و تعطیل یا مرخصی، دست‌اندرکار مبارزه و درگیر جنگ و مقاومت بوده‌اند. وقتی می‌گویم اکنون به جنگ‌ جنگ‌ها رسیده‌ایم، بسا فراتر از جنبهٔ نظامی و جنگ جاری در میهن‌مان، یک تمامیت سیاسی اجتماعی و نظامی و ایدئولوژیکی است. در واقع یک تمامیت تاریخی به در ازای ۱۲۰ سال است. جنگ بین ناخدای استبداد با خدای آزادیست. آزادی، خجسته آزادی.

کشاکش میان «گذشته» و «حال» با «آینده» است. جنگ ارتجاع و ترقی است.

این سرفصل، که لیلهٔ قدر و تعیین سرنوشت خلق و میهن است در عین‌حال آزمایش آزمایش‌های تمام افراد و گروهها در جبهه خلق است. تاریخ بر ما داوری خواهد کرد که در برابر اژدرهای ۱۰۰ سالهٔ شاه استعماری و سلطنت دینی و انواع اپورتونیسم چه می‌کنیم و در کجا ایستاده‌ایم.

دولتها آلترناتیو و ایران آزاد و مستقل را برنمی‌تابند مگر این‌که چارهٔ دیگری نباشد. آنچه بعضاً در این منطقه برای برگرداندن ما به گذشته می‌کنند، بر کسی پنهان نیست. پروپاگاند و تحریف تاریخ با «فیک» و تقلب و صحنه‌سازی و رقم‌سازیهای شگفت، مضافاً بر سانسور قرن بیداد می‌کند. گویی ایران باید اسیر و وابسته بماند و کماکان در مدار شیخ و شاه در دور باطل بچرخد.

ما بر آنیم که این دور باطل را در هم بشکنیم. فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم. طرح دولت موقت برای انتقال قدرت و حاکمیت به جمهور مردم که در تاریخچهٔ مقاومت ایران قدمتی ۴۴ ساله دارد.

بار خدایا جبهه خلق و یکایک ما را در جنگ جنگ‌ها و آزمایش آزمایشات، برای پایان دادن به ۱۰۰ سال استبداد، همزمان با اعلام دولت موقت برای انتقال حاکمیت به مردم ایران و برپایی جمهوری دموکراتیک، بر اساس برنامه ۱۰ ماده‌یی مریم و شورای ملی مقاومت ایران مدد کن. باشد که توان پرداخت بهای آن را داشته باشیم.

باشد که جوانان بلندهمت شورشگر تا به آخر عزم جزم کنند و در این آزمایش تاریخی سرفراز شوند.

باشد که در پایان شب سیه صد ساله سپیدهٔ سحر بدمد و مهر تابان آزادی در ایران طلوع کند.

شنبه، اسفند ۰۲، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - اول اسفند ۱۴۰۴


 

مسعود رجوی - اول اسفند ۱۴۰۴

مژدگانی که بچهٔ شاه متولی پس گرفتن دین و مذهب از «دجال زمان» شد

به قول عبید زاکانی: عابد و زاهد و مسلمانا!

این خبر چون رسید بر موشان، همه گشتند شاد و خندانا!

فقط نمی‌داند با تناقض یک مبارزه سیاسی برای «پس گرفتن دین و مذهب» در عین مخالفت با «اسلام سیاسی» چه کند؟!

بیچاره تفاوت جدایی دین و «دولت» را از «سیاست» نمی‌داند

از آنجا که در رویکرد شاهپرستان «حزب فقط رستاخیز» است، نه فقط مجاهدین «فاسد» و مفسد «مارکسیست اسلامی»

بلکه احزاب دمکرات مسیحی در اروپا و مسلم لیگ در هند و پاکستان هم باید منحل شوند

تناقض دیگر این است که بچهٔ شاه به همان قانون اساسی سوگند خورده که در اصل اول متمم آن

شاه باید دارای «طریقهٔ حقهٔ جعفریه اثنی عشریه» و «مروج» آن باشد

بچه شاه «برادران و خواهران سنی و پیروان سایر ادیان، مذاهب و باورها» را هم با هذیان و پارانویای سلطنتی در جیب گذاشته

و از موضع تولیت آنها به «شیعیان مؤمن» اندرز می‌دهد که اگر «دغدغهٔ دین» دارند و می‌خواهند در آینده ایران

«در آرامش و در قالبی غیرسیاسی و شخصی، مناسک دینی خود را دنبال کنند،  در صف مقدم مبارزه» قرار بگیرند!

از اینرو، شیعیان عزیز که دغدغهٔ دین دارید، با در دست داشتن یک جلد قرآن چاپ «خدایگان شاهنشاه آریامهر»

در مصلای تهران با پرچم تاج‌نشان «به این مبارزه مقدس» بپیوندید و با شعارهای جاوید شاه و کینگ رضا پهلوی

آرامش پیدا کنید و مناسک دینی خود را با «فیک» های شاهپرستانه انجام دهید‍! از ابتذال و ذبح کلمه مقدس هم چیزی نپرسید

فقط یادتان باشد که اگر مثل روز عید فطر سال ۵۷ در میدان ژاله مرگ بر شاه بگویید

آن‌وقت مسئولیت قتل‌عام با خودتان است که قدر نظام شاهنشاهی را ندانستید و به آن کافر شدید

اگر هم مثل فدایی‌ها و مجاهدین به فکر براندازی افتادید، شلاق و آپولو در اوین و «فلکهٔ ثابتی» در انتظار است!

آخر، بیشترین نبرد و بیشترین خون در یک مبارزه سازمان‌یافتهٔ سیاسی و ایدئولوژیک در تاریخ ایران

بین همین مجاهدین شیعه با دیکتاتوری دینی جریان داشته و کتاب قطور شهیدان و قتل‌عام سربداران گواه آن است

یونسی وزیر اطلاعات قبلی رژیم می‌گفت: «مجاهدین خلق اکثرشان یا همه‌شان شیعه هستند به ظاهر، و اکثرشان هم فارس‌اند

ولی بیشترین شرارت را هم مرتکب شدند» (۱۴ مهر ۱۳۹۷)

راستی، اصل موضوع چیست؟ و مگر در تاریخ ایران شاه و شیخ ستمگر همراه و همزاد و دو روی یک سکه نبوده‌اند؟

اصل موضوع این است که بچه‌شاه با هر ایدئولوژی که حاصل آن سازمان‌یافتگی و برانداختن آتشین شیخ و شاه ستمگر از ریشه باشد

از اساس مخالف است و آن را در شریعت دیکتاتوری و وابستگی برنمی‌تابد

با یک نگاه به مسابقهٔ عدد و رقم‌سازیهای میلیونی خامنه‌ای و بچه شاه در حمایت‌های موهوم ملت ایران از خودشان

به‌روشنی می‌توان دریافت که در سرقت انقلاب و غصب حق حاکمیت جمهور مردم نیز مشابه یکدیگرند

آن یکی انقلاب ضدسلطنتی را ربود و این یکی برای ربودن انقلاب دموکراتیک و رود خروشان خون شهیدانش خیز برداشته است

ادا و اطوار خمینی را در می‌آورد اما در واقع کاریکاتور خمینی است چون فاصله در تعادل‌قوای اجتماعی و سیاسی نجومی است

حرف شورشگران این روزگار هم ساده و روشن است. فقط دو کلمه است:

بیـا! بیـا!

مـرگ بـر ستمگـر، چـه شـاه باشـه چـه رهبــر

یکشنبه، بهمن ۲۶، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - ۲۵ بهمن ۱۴۰۴

 


مسعود رجوی - ۲۵ بهمن ۱۴۰۴

خامنه‌ای می‌گوید در ۲۲ بهمن ۲۶میلیون در حمایت از او به صحنه آمدند. بچهٔ شاه در ۲۵ بهمن می‌گوید ۲۵۰هزار نفر در مونیخ خدمت رسیدند!

فرض می‌کنیم دعاوی و رؤیاهای شاه و شیخ درست باشد، اما دوباره باید پرسید: ایرانیان را چه می‌شود که از شاه استعماری و شیخ ارتجاعی با آن‌همه سرکوب و خون‌ریزی، این‌قدر حمایت می‌کنند اما بعد این رژیم‌ها را به زباله‌دان تاریخ می‌اندازند؟! بزک نمیر بهار میاد، سلطنت و ساواک میاد!


یکشنبه، بهمن ۱۲، ۱۴۰۴

مسعود رجوی -۱۱ بهمن ۱۴۰۴

 



بهتر است اصلاحگران نظام در اسرع وقت

آن‌چنان‌که گفته‌اند «تعلیق فعالیت‌های خود» را به اجرا بگذارند

بهتر است رفع حصر موسوی را بخواهند تا «رفراندوم» پیشنهادی خود را عملی کند

بیانیه جبهه اصلاحات با اذعان به این‌که اصلاح‌طلبی در دولت پزشکیان هم «با بن‌بست» مواجه شده، اعلام کرده است: «در صورتی که حاکمیت هم‌چنان بر نشنیدن مطالبات ملت و تداوم روش‌های تباهی‌آفرین گذشته اصرار ورزد ناگزیر تعلیق فعالیت‌های خود را در دستور کار قرار خواهد داد»

۱-چهل و چهار سال به عرض رسید که از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تنها جواب شیخ آتش است والا به‌گفتهٔ مهندس بازرگان باید به حیات «خفیف و خائنانه» با همین رژیم تن داد

۲-بهتر است «تعلیق» را در اسرع وقت به اجرا بگذارید والا حریف پیشدستی می‌کند و به‌طور مضاعف ملاخور می‌شوید

۳-برای خودتان می‌گویم که در این شرایط بهتر است رفع حصر موسوی را بخواهید و از او حمایت کنید تا «رفراندوم» پیشنهادی خود را عملی کند. اما این خط و این نشان که:

با خامنه‌ای و سلطنت مطلقهٔ فقیه جز قیـام آتشیـن خلق راهی نیست

جمعه، بهمن ۱۰، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - ۹ بهمن ۱۴۰۴

 


مسعود رجوی - ۹ بهمن ۱۴۰۴

لیست‌گذاری تروریستی سپاه پاسداران ولایت فقیه توسط اتحادیه اروپا

کلان ضربه به خامنه‌ای و یک نقطهٔ عطف در مسیر سرنگونی

محصول بلافصل خون شهیدان و برآمد ۳دهه کارزار مقاومت ایران و دیگر آزادیخواهان

راستی که بیشتر از این نمی‌شد کش داد و این پا و آن پا و مماشات کرد

اما جوشش خون شهیدان قیام دیماه بر این‌همه نقطهٔ پایان گذاشت

آه که چه سنگین و خونین، با کهکشانی از فرزندان رزمنده و رشید میهن

اما اکنون جهان به حقانیت مبارزه ما با فاشیسم دینی و حق دفاع از خود این خلق ستمدیده

و تسلیح فرزندانش در صفوف ارتش آزادی گواهی می‌دهد

بچهٔ‌شاه که همیشه مجاهدین و رزم‌آوران ارتش آزادی را «بخشی از مشکل» و سپاه و بسیج را «بخشی از راه‌حل» می‌دانست، اکنون بور شده و سرمایه‌گذاری‌اش بر روی سپاه سوخته است

به صراحت می‌گفت: «من تکیه‌گاهم روی همین نیروهای انتظامی است. روی همین سپاهی‌ها، روی همین پاسدارها. روی همین بسیجی‌ها، روی همین نظامی‌هایمان»!

راستی تکلیف آن ۵۰هزار نفر موهوم که می‌گفت از سپاه پاسداران به او اعلام پیوستگی کرده‌اند حالا پس از این لیست‌گذاری چه می‌شود؟!

اما واقعیت سرسخت روی زمین که در یک‌کلام در قیام و سرنگونی خلاصه می‌شود

با شیخ و شاه شوخی ندارد. بهتر است خامنه‌ای در اسرع وقت به شاه ملحق شود

انقلاب دموکراتیک ایران پیروز می‌شود

چهارشنبه، بهمن ۰۸، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - ۷بهمن ۱۴۰۴

 


مسعود رجوی - ۷بهمن ۱۴۰۴

درس‌های قیام

۱- از ۳۰ خرداد ۱۳۶۰ تنها جواب شیخ آتش، آتش شعله برکش

تنها ره رهایی سلاح و سرنگونی - زنده باد کانون شورشی و ارتش آزادی

۲- والا به گفتهٔ مهندس بازرگان باید به حیات ”خفیف و خائنانه“ با همین رژیم تن داد

۳- راه موهوم دیگر هم‌چون بچهٔ شاه سر بر دامن اجنبی گذاشتن است که بیایید مرا هم مثل پدرم در ۱۳۳۲ و پدربزرگم در ۱۲۹۹ بر تخت سلطنت بنشانید و از مزایای آن هم برخوردار شوید!

اما خلق قهرمان و فرزندان رشید ایران می‌گویند هیهات مناالذله

خدا می‌گوید روزگار هیچ قوم و ملتی تغییر نمی‌کند مگر خود به تغییر آن قیام کنند

کس نخارد پشت ما جز ناخن انگشت ما. انگشتانی بر ماشه‌ها


چهارشنبه، بهمن ۰۱، ۱۴۰۴

مسعود رجوی - ۳۰ دی ۱۴۰۴

 


مسعود رجوی - ۳۰ دی ۱۴۰۴

در مصاف با دیکتاتوری و وابستگی

برای آزادی و استقلال ایران شاه و شیخ گزیده

هیچ نیازی به دخالت خارجی و مداخلهٔ نظامی نیست

سلاح‌های مجاهدین خلق را برگردانید کفایت است

سلاح‌هایی که در ۱۰۰رشته عملیات ارتش آزادیبخش ملی ایران

از رژیم خمینی در جنگ ضدمیهنی با شعار فتح قدس از طریق کربلا

به غنیمت گرفته شده و در واقع متعلق به مردم ایران است

بقیه سلاح‌ها و تجهیزات را هم با پول و کمک‌های هموطنان

خریداری کردیم و اسناد آن موجود و منتشر شده است