جمعه، فروردین ۲۱، ۱۴۰۵

مسعود رجوی - ۲۱ فروردین ۱۴۰۵

 


مسعود رجوی-۲۱ فروردین ۱۴۰۵

بچهٔ شیـخ روی دست بچهٔ شـاه بلند شد!

کینگ مجتبی و ادعای ۱۷میلیون «جان‌فدا»

یادآوری پیشنهاد مقاومت ایران پس از ۳۰سال در مورد انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس مؤسسان بر اساس اصل حاکمیت مردم و نه حاکمیت آخوند (ولایت‌فقیه) تحت نظارت ملل متحد

«کینگ» مجتبی بچهٔ خامنه‌ای در انشانویسی چهلم پدرش ضمن اعلام پیروزی، روی دست بچهٔ شاه بلند شده و بسا فراتر از دعاوی صدا زدنهای میلیونی، از «عدد شگفت‌آور و رو به افزایش میلیونی پویش جان‌فدا» سخن می‌گوید.

شبکه‌های تبلیغاتی رژیم در روز ۲۰ فروردین جان‌فدایان نظام ولایت را تحت عنوان «جان‌فدا برای ایران» ۱۷میلیون نفر آمار دادند و می‌گویند روزانه رو به افزایش است!

به بچهٔ شیخ که از بچهٔ شاه سبق برده می‌گویم اگر راست می‌گویی و این همه «جان‌فدا» داری، یک انتخابات آزاد مؤسسان یا ریاست‌جمهوری را تحت‌نظر ملل متحد بر اساس اصل حاکمیت جمهور مردم، و نه حاکمیت آخوند (ولایت فقیه) قبول کن!

اما تو هم مانند پدرت که از ۳۰سال پیش همین را به او می‌گفتیم، هرگز قبول نخواهی کرد و به همین دلیل پاسخ در کانونها و شهرهای شورشی و ارتش آزادیبخش ملی است.

یادآوری می‌کنم که در ۳۰ مهر ۱۳۷۵ آمادگی شورای ملی مقاومت ایران برای شرکت در انتخابات ریاست‌جمهوری یا مجلس مؤسسان بر اساس اصل حاکمیت مردم با تضمینهای کافی و تحت نظارت ملل متحد را اعلام کردیم (نشریه ایران‌زمین ۱۴ آبان ۱۳۷۵).

رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت برای دوران انتقال حاکمیت به مردم ایران نیز در پاسخ به ادعای آخوندها که این مقاومت در داخل ایران پایگاهی ندارد، از سال‌ها پیش اعلام کرده است: «آزادی و امنیت اعضا و هواداران این مقاومت را تأمین کنید تا یک راهپیمایی در خیابانهای تهران برگزار کنند آن وقت می‌بینید که چگونه سراپای رژیم‌تان را در می‌نوردند» (ویلپنت ۶ تیر ۱۳۹۳).

استبداد دینی هم‌چون استبداد سلطنتی با قیام خلق به گور می‌رود


پنجشنبه، فروردین ۲۰، ۱۴۰۵

مسعود رجوی - ۲۰ فروردین ۱۴۰۵

 


مسعود رجوی - ۲۰ فروردین ۱۴۰۵

تشت رسوایی و سنگ پا از نوع رضا چلبی!

بچهٔ شاه خطاب به «هم‌میهنان» می‌گوید که می‌داند خبر آتش‌بس، بسیاری از آنها را «دلسرد» و «نا امید» کرده است! عجبا به آن «هم‌میهنان» که با بمب و بمباران و زدن زیرساختهایشان دلگرم و امیدوار می‌شوند.

با آتش‌بس تشت رسوایی‌اش از بام جنگ‌طلبی «بشردوستانه» (!) فرو افتاده، پنجاه هزار نفر از عناصر امنیتی و اطلاعاتی رژیم که به او اعلام پیوستگی کرده بودند ظاهراً پشیمان شده‌اند. از گارد جاویدانش خبری و اثری نیست. قبل از آتش‌بس هم دست به دامان ارتش تحت‌امر ولایت فقیه شد تا به «میدان» بیایند و «ایران را نجات دهند» اما کسی محل نگذاشت و طرح فرود آمدن در نخستین شهر آزاد شده بر باد رفت!

در حسرت ادامهٔ جنگ و بمباران برای هم‌میهنان، که خودش هرگز درگیر آن نبوده و طعم آن‌را نچشیده، با سیلی صورت خود را سرخ نموده، برای این‌که از تک و تا نیفتد در یک تقلب آشکار ادعا می‌کند: «ما از آغاز می‌دانستیم که جمهوری اسلامی... از طریق حملات هوایی سقوط نمی‌کند»! به این می‌گویند سنگ پا از نوع رضا چلبی به‌خصوص که در همین حال تأکید می‌کند: «آنچه در این ۴۰ روز رخ داد، دقیقاً در مسیر همان مطالباتی است که ملت ایران از جامعه جهانی خواست»!

حال اگر بپرسید که تکلیف آن میلیونها نفری که می‌گفت او را صدا زده‌اند و تکلیف گارد جاویدان و آن پنجاه هزار نفر چیست؟

می‌گوید: «شکیبا باشید، از خودتان محافظت کنید»!

طفلکی خیلی هم دل‌نازک است و بغض کرده و گریان می‌گوید: «همهٔ هدف من این است که اقدام نهایی برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی با کمترین هزینهٔ جانی باشد. جان تک‌تک شما برای من ارزشمند است»!

نهایتاً هم رهنمود می‌دهد: «در انتظار لحظهٔ تعیین‌کننده بمانید. در این فاصله، من و همهٔ هم‌میهنان‌مان در خارج از کشور با تمام توان، خواست شما را که پایان دادن به جمهوری اسلامی است، فریاد خواهیم زد»!

پس باید منتظر بود تا در این فاصله بچهٔ شاه و دنبالچه‌های سلطنت و ساواک خواست هم‌میهنان را در خارجه فریاد بزنند! راستی که ابتذال تا به کجا... ؟

دیگر بس است. دکانهای شیخ و شاه را که همان بساط استبداد و وابستگی است، باید از اساس گل گرفت و به زباله‌دان تاریخ ایران انداخت. شعارهای فاشیستی «جاوید شاه»، «حزب فقط رستاخیز» یا «حزب فقط حزب‌الله» و «خامنه‌ای رهبر» را باید دور ریخت. مغازه‌های ارتجاعی و استعماری مداحی شیخ و شاه را باید تحریم کرد.

 

نفـرین خلـق و تاریـخ بر شیـخ و شـاه خـونریز