مسعود رجوی: سلام بر جوانان و مردم بپاخاسته در تهران، بوشهر، سمنان و کرمانشاه که آبادان مظلوم را تنها نگذاشتند. بچههای نازی آباد با شعارهای مرگ بر خامنهای و جنگ و گریز و درگیری با مزدوران گل کاشتند. بچههای آبادان منتظر محلهها و شهرهای بعدی هستند.
مسعود رجوی: سلام بر جوانان و مردم بپاخاسته در تهران، بوشهر، سمنان و کرمانشاه که آبادان مظلوم را تنها نگذاشتند. بچههای نازی آباد با شعارهای مرگ بر خامنهای و جنگ و گریز و درگیری با مزدوران گل کاشتند. بچههای آبادان منتظر محلهها و شهرهای بعدی هستند.
مسعود رجوی به جوانان شورشگر در شهرهای بپاخاسته که مورد حملهٔ وحوش ولایت قرار میگیرند: بدون هیچگونه تأخیر و تردید با هر وسیله و امکانی که دارید به دفاع از خود و خلقتان برخیزید.
امشب باید درسی جانانه داد. مزدورانی که بر روی مردم دست بلند میکنند در همه جا سزاوار گوشمالی هستند. قیام باید تعمیق شود و به سراسر میهن گسترش پیدا کند.
مسعود رجوی- ۵خرداد ۱۴۰۱
مسأله، امروز هم انقلاب کردن است
باید ارتجاع و دیکتاتوری را از ریشه برانداخت
پنجشنبه شب، پنجم خرداد شهرهای میهن در پی آبادان غمزده به حمایت برمیخیزند
خرمشهر، بهبهان، بندرعباس و شاهین شهر
جلوداران قیام فریاد میزنند که میکشم آنکه برادرم کشت
معلوم شد که دشمن همینجاست و دروغ و یاوه میگفتند که در عراق و آمریکاست. شاه و شیخ میخواهند به مردم ایران بقبولانند که غلط کردید انقلاب کردید! خیال خام انقلاب و برانداختن استبداد و وابستگی را از سر بیرون کنید!
۴۴سال پیش اشتباه کردید که بر دیکتاتوری سلطنتی و شلاقهای ساواک شوریدید! ۷۰سال پیش هم در قیام ۳۰تیر قدر اعلیحضرت را ندانستید! و با شعار ”یا مرگ یا مصدق“ کار دست خودتان دادید! ۱۲۰سال پیش پدرانتان هم اشتباه کردند که بر سلطنت قاجار شوریدند! مگر ناصرالدین شاه و محمدعلی شاه چه کم داشتند؟!
حالا گذشتهها گذشته، اما عبرت بگیرید و به خامنهای و استبداد دینی رضایت بدهید. خشونتپرهیز باشید و فکر به آتش کشیدن حاکمیت آخوندی و مظاهر آن را کنار بگذارید. در حسرت گذشته بسوزید، با حال حاکم بسازید، اما رو به آینده نداشته باشید.
***
ولی ما از روز نخست گفتیم که ارتجاع را با انقلاب اشتباه نگیرید. فریب نخورید و نگذارید کلمه ذبح شود. هر چه بر سر ما آمده از ارتجاع است، نه از انقلاب. مسأله، از روز اول به کرسی نشستن ارتجاع در قبای انقلاب است. مشکل در تندادن به ارتجاع و دیکتاتوری است.
مسأله، امروز هم انقلاب کردن است. باید به هر قیمت انقلاب کرد و شاخص آن آزادی و حاکمیت و رأی جمهور مردم است. باید ارتجاع و دیکتاتوری را از ریشه برانداخت. هیچ راهحلی جز این واقعی نیست.
خدا میگوید حال هیچ قوم و ملتی تغییر نمیکند مگر آنکه خود به آن برخیزند و قیام کنند.
نسل ما وقتی ریش و تسبیح مد روز بود، برای دیدن عکس خمینی در ماه تره خرد نکرد.
نعرههای ضدامپریالیستی، ”تودهای هستم و در خط امام“، ”فتح قدس از طریق کربلا“ و جنگ ضدمیهنی در لوای ”دفاع مقدس“ را به مفت نخرید.
با پرچم نه شیخ نه شاه خروش آزادی سر داد، سلاح به دست گرفت و به مقاومت برخاست.
در خرداد ماه خونین در آستانهٔ چهل و یکمین سال انقلاب دمکراتیک نوین باید تأکید کرد
هیچ قدرتی در جهان نمیتواند مانع قیام و پیروزی مردم ایران شود.
مسعود رجوی- ۳خرداد۱۴۰۱
انحلال سپاه پاسداران خواست مردم و مقاومت ایران
خواست مردم و مقاومت ایران انحلال سپاه پاسداران و اختصاص دادن بودجه و امکانات آن به نیازمندیهای مردم فقیر و محروم است که در ”خط مرگ“ با گرانیهای سرسامآور دست و پنجه نرم میکنند.
روحانی رئیسجمهور قبلی رژیم میگفت سپاه ”یکی از ثمرات“ جنگ ۸ساله بود و“ در دل جنگ پا گرفت“ .
پس تکرار میکنیم که اگر رژیم ولایت فقیه قصد جنگافروزی و صدور ارتجاع و تروریسم و عزم سرکوب مردم ایران را ندارد، یک ارتش برایش کافیست و نباید هزینههای نجومی و مضاعف سپاه را به مردم دردمند ایران تحمیل کند.
برجها و ساختمانهای ۱۰طبقهٔ بیبنیاد که خامنهای آنها را ”دانشبنیان“ مینامد اما هموطنان ما هنوز زیر آوار آن دست و پا میزنند، با زد و بند و حمایت همین سپاه غارتگر و همزاد انتظامی آن بنا شده است.
سپاه پاسداران ارگان محوری قهر و سرکوب نظامی و ابزار اصلی حفظ دیکتاتوری دینی است. لیسـتگذاری آن کافی نیست. باید منحل شود.
فرزندان ایران با آتش چنین خواهند کرد
تغییر آتشبنیان و قیامآفرین برای انقلاب دمکراتیک نوین
رو در روی شعار پوشالی خامنهای خلیفهٔ ارتجاع: «تولید دانشبنیان، اشتغالآفرین»
سال نو را همزمان با دوران و قرن جدید با دعای تغییر قلبها و رویکردها و دیدگان و بینشها برای تحویل به سوی نیکوترین احوال که همانا آزادی و حاکمیت جمهور مردم است، آغاز کردیم.
خامنهای میگوید که نخستین و مهمترین شیرینی سال۱۴۰۰ برای او از صندوق بیرون کشیدن رئیسی جلاد قتلعام، در شعبدهٔ انتخابات در مقام رئیسجمهور نظام بوده است.
ولیفقیه فرتوت در منطق ارتجاع و استبداد، که به گفتهٔ خمینی بر «سلطنت مطلقه» و طبق اصل۵۷ قانون اساسی ولایت فقیه بر «ولایت مطلقه» بنا شده است، کاملاً درست میگوید. کمترین شکاف به نقب و سوراخ و سپس به پنجره در دیوار اختناق منجر میشود و در و دروازه رژیم برکنده و برانداخته میشود. از این روست که کار این رژیم بدون قتلعام در همهٔ زمینهها از جنگ ضدمیهنی تا زندانیان ما و کرونا پیش نمیرود. چنین است که برجام هم دیگر کارساز نیست و رئیسی شاخص برنامهٔ جامع قتلعام در جمیع جهات سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و حتی زیستمحیطی است. جلاد۶۷ برآمد و بارزترین شاخص دوران سرنگونی است. برنامهٔ جامع قتلعام حالا دیگر جز بر خطر آتشبنیان قیام نمیافزاید.
دلخوش کردن خامنهای به مماشات حداکثری یا اینکه به گفتهٔ او آمریکا در افغانستان شکست خفتبار خورده، این هم دیگر دردی دوا نمیکند. شاه نه پول کم داشت و نه حمایت خارجی، آن قدر که سهام بزرگترین شرکتهای آلمانی و فرانسوی را هم میخرید و از سوی آمریکا با بالاترین سلاحها و تجهیزات به منصب ”ژاندارم منطقه“ گماشته شد. اما سرانجام منکوب ارادهٔ خلق و حکم تاریخ شد. در مورد سلطنت و ولایت مطلقه هم زمان به عقب برنمیگردد.
فردا از آن ماست، انقلاب دمکراتیک نوین پیروز میشود
رود خروشان خون شهیدان در پرتو مهر تابان مقاومت و آزادی ایران
ضامن پیروزی محتوم خلق ماست
بهعنوان هدیهٔ نوروزی به شورشگران و نسل جوان در آغاز سال و دوران جدید توصیه میکنم کتاب ”ماهی سیاه کوچولو“ اثر ماندگار انقلابی والا و وارسته صمد بهرنگی و مقالهٔ "جهانبینی ماهی سیاه کوچولو" اثر جاودان وجدان تابناک نویسندگان و فرهنگ و هنر ایران منوچهر هزارخانی را که از سال۱۳۴۷ جزء آموزشهای مجاهدین بوده است، مطالعه کنند. ۴فروردین۱۴۰۱
مسعود رجوی- ۲۷اسفند ۱۴۰۰
وداع با منوچهر هزارخانی
در نیمهٔ شعبان بینالملل زحمتکشان و آزادی
... وَالْقَلَمِ وَمَا یَسْطُرُونَ : سوگند به قلم و آنچه نویسندگان مقاومت و آزادی مینویسند
همچون ”نی“ از ”جداییها“ و سفر یاران، و این بار بهخصوص منوچهر هزارخانی شکوه و ”شکایت“ دارم. لابد بقیهٔ همرزمان و همسنگرانش در خانواده مقاومت هم در همین وضع و حال هستند. اما ما عهد بستهایم که جنگ تا آخرین فشنگ و آخرین نفس...
بشنو از نی چون حکایت میکند
از جداییها شکایت میکند
سینه خواهم شرحه شرحه از فراق
تا بگویم شرح درد اشتیاق
خبر جاودانگی و رستگاری او را که شنیدم بیاختیار به یاد سه تن افتادم. یکی پدر طالقانی که پشت و پناه مجاهدین بود، دیگری شکرالله پاکنژاد تنها مارکسیست همبندم در اوین در سال۵۴ که پا به پای مجاهدین با اپورتونیستهای چپنما که در یک مقطع، سازمان ما را متلاشی کردند، شجاعانه مرزبندی میکرد و سومی برادر بزرگترم کاظم که باعث شد بهرغم حکم اعدام در هر دو دادگاه نظامی شاه، اضافه زنده بمانم...
هزارخانی شیفتهٔ جنگ و مقاومت و کانونهای شورش و شورشگری بود. از چریکهای فدایی تا مجاهدین و از شیلی و آفریقا و فلسطین تا آمریکای لاتین...
در آبان ۶۴ وقتی «تجربه دردناک مبارزه مسالمتآمیز» را نوشت، نسخهای از فهرست جدید اسامی شهیدان انقلاب نوین ایران را برایش ظهرنویسی کردم و فرستادم.
در شب ۲۸مرداد ۶۸ که ماهنامهٔ شورا را فرستاده بود بیمبالغه برایش نوشتم که «وجدان تابناک فرهنگ و ادب ایران، استاد نویسندگان در تاریکترین و دردناکترین ایام تاریخ ایران» است. به راستی همچنانکه در پیام تسلیت مریم آمده: «منوچهر هزارخانی مظهر شرافت نویسندگی و روشنفکری ایران در مبارزه با شیخ و شاه» است.
وظیفهٔ خود میدانم آخرین نوشته و دستخط او خطاب به مریم و درباره مریم را که همراه با یک نسخه از آخرین کتابی که ترجمه کرده به دبیر ارشد شورا خواهر مجاهد مهناز سلیمیان داده تا به مریم برساند و در دبیرخانه شورا موجود است، به اطلاع هموطنان و دوستارانش برسانم:
«سلام- یقین دارم که نسخهٴ اول این کتاب تاکنون به دست رئیسجمهور منتخب شورای ملی مقاومت رسیده است. این نسخهٴ دوم را برای رهبر جنبش بزرگ دادخواهی تقدیم میکنم. با آرزوی موفقیت شما در جمیع جهات-منوچهر هزارخانی».
درود - درود
مسعود رجوی - ۱۸بهمن۱۴۰۰
به هموطنانی که سه روز است بهخاطر فاجعهٔ جانکاه و غیرقابل توصیف سربریدن زن جوان در اهواز در هم ریخته و با تلخکامی در خود میپیچند:
فجایع اجتماعی آبشخور و ریشهٔ سیاسی دارد. در تحلیل نهایی باید آن را به حساب رژیم ضدبشری و زنستیز آخوندی گذاشت که خاستگاه کلان عقدههای این برهه از تاریخ ماست. در قرآن آمده است که پیامبر خدا موسی در روزگار گاوپرستی به قوم گفت آن قتل فجیع را به حساب بت اصلی دوران بگذارند و خدا میگوید گاوی بکشید. قوم به موسی گفتند آیا ما را به هزل و بازی گرفتهای؟ پیامبر خدا گفت به خدا پناه میبرم اگر از جاهلان باشم و ندانم که چه میگویم.
بت اصلی و سرچشمهٔ همهٔ مفاسد در زمانهٔ ما خامنهای ولیفقیه ارتجاع است
مسعود رجوی- ۱۴بهمن۱۴۰۰
لوش و لجن ریختن بر سر انقلاب ضدسلطنتی و پابوسی شاه و چکمههای خونین رضا شاه
در این شرایط مشخص قبل از هر چیز در خدمت بقا و دوام شیخ ستمکار و طنابهای دار است
با خیانتها و جنایتهای خامنهای و خمینی در ۴۳سال «سلطنت مطلقهٔ فقیه»
نمیتوان بر خیانتها و جنایتهای شاه و پدرش در ۵۷سال «سلطنت مطلقهٔ شاهنشاهی» سرپوش گذاشت
مجاهدین و چریکهای فدایی هنوز هم آثار شکنجههای شاه را بر بدن دارند
از آغاز گفتهایم که ولیعهد واقعی شاه به واقع خمینی بود چرا که شاه بعد از کودتای ارتجاعی استعماری ۲۸مرداد ۱۳۳۲ علیه مصدق و سرکوب تمام احزاب سیاسی که سرانجام به «حزب فقط رستاخیز» راه برد
جز برای خمینی و ارتجاع آخوندی راهی باز نگذاشت
بقایای شاه و ایادی شیخ میخواهند برای سد بستن در برابر قیام خلق
جوانان و مردم ما را «سه، سه بار به ۹بار» از هر چه انقلاب و سرنگونی است نادم و پشیمان کنند
سیاست «نه شاه، نه شیخ» میراث و ادامه تکامل تاریخی راهبرد مصدقی موازنهٔ منفی است
این تنها سیاست دمکراتیک و ملی و میهنی و انقلابی در شرایط تاریخی کنونی است
هر چیز غیر از این همدستی با ارتجاع غالب آخوندی یا بازگشت به ارتجاع مغلوب سلطنتی است
خامنهای و دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی و تبلیغاتی رژیم ولایت فقیه و اذنابش دجالانه مدعی هستند
که رژیم آلترناتیوی ندارد و باید به همین که هست بسنده کرد و با آن کنار آمد
این یک دروغ ضدتاریخی است و فرزندان ایران از هیچکس نمیپذیرند
در سالگرد انقلاب ضدسلطنتی ما میگوییم باید این رژیم را سرنگون کرد و بند از بندش گسست
مسئولیـت و مأموریت شـورشگـران برای آزادی همین است
مسعود رجوی - ۲بهمن ۱۴۰۰
آمار جانباختگان کرونای ولایت در میهن اشغالشده به نیممیلیون رسید
باید برای خیزشهای پس از کرونا از همین حالا آماده شویم
وقتی آمار جگرسوز پرپرشدگان از ۲هزار گذشت آدمی در بهت و ناباوری فرو میرفت و قلبها
به حنجرهها میرسید.
اکنون به ۵۰۰هزار میرسیم. نیم میلیون پیکر بیجان هموطنان، دو سال پیش در تصور هم نمیگنجید. آنهم در میانهٔ سیل و سیلاب و انبوه خرابیها و فقر و فاقهٔ دردناک، چه باید گفت و چه باید کرد؟
خامنهای کرونا را از ابتدا برای ادامهٔ حکومتش فرصت و نعمت اعلام کرد و دو سال گذشته را بهطور عمده مدیون قتلعام کروناست.
دبیرخانه شورا از اسفند ۹۸ تا امروز با کمک چند کمیسیون، با تلاش خستگیناپذیر و خارقالعاده، با وقت و انرژی بسیار و بدون یک روز استثنا و تعطیل، در حد توان ما، آمار و ارقام جانباختگان در سراسر کشور را به اطلاع هموطنان رسانده است. این آمار البته کامل و جامع نیست. حاصل گزارشهای روزانهٔ کانونهای شورشی، شوراها و کانالهای مردمی، خبرنگاران سیمای آزادی و هواداران مجاهدین در شهرها و استانهای مختلف و اسنادی است که بعضاً کمیسیون امنیت و ضدتروریسم از مراکز اورژانس رژیم به دست آورده است. آمار استانها در ستاد اجتماعی مجاهدین ثبت و سرجمع شده و به دبیرخانه شورا منتقل شده و در آنجا با اخبار علنی و منابع گوناگون مقابله و جمعبندی و نتیجهٔ کار نهایتاً در اطلاعیهٔ روزانه به آگاهی هموطنان رسیده است. هیچ مبالغهای در کار نبوده و آمار واقعی به یقین بیشتر است.
آری شورشگران سکون و خاموشی نمیپذیرند. زانوی غم در بغل نمیگیرند. گفته بودیم جانهایی که از دست میرود، تیک تاک و ذخیرهٔ قیام و سرنگونی است. اکنون خامنهای و رژیم ولایت فقیه است که هر آن باید برای رویارویی با شعلههای فراگیر اعتراضها و شورش و قیام در حضیض خستگی و فرسودگی و درماندگی آماده باشد. روی کار آوردن رئیسی بهعنوان قطبنمای قتلعام و پاسخ خامنهای به موقعیت انقلابی، گویای اوضاع و احوال در جمیع جهات است. شاخص، رئیسی جلاد است و با برجام و بیبرجام فرقی نمیکند. باید برای خیزشهای پس از کرونا از همین حالا آماده شویم. فقط باید تکرار کرد که مسأله این است:
آتش قیام زیر خاکستر نظام. در جنگ سرنوشت بر قامت وطن اینچنین نوشت: یا مرگ یا آزادی!
مسعود رجوی - ۲۳دی ۱۴۰۰
تبریک به مردم و انقلابیون سوریه در نیروهای آزادیبخش و ائتلاف ملی نیروهای انقلاب و اپوزیسیون برای محکومیت سردژخیم شکنجهگاه الخطیب به حبس ابد در آلمان بهخاطر جنایت علیه بشریت در نخستین محاکمهٔ جهانی شکنجهگران.
شکنجهگاه الخطیب در دمشق که به جهنم روی زمین برای مخالفان بشار اسد شهرت یافته، مشابه شکنجهگاه اوین در حاکمیت شاه و شیخ در ایران است.
تمام تشبثات برای در بردن دژخیمی که به حبس ابد محکوم شده است، شکست خورد.
جهان دیگر نباید دژخیمان و مزدوران را تحت هر پوش و عنوان، بهویژه پناهندگی، قبول و تحمل کند.
در مورد میهن اشغال شده ما ایران، بار دیگر تکرار میکنیم که: کلیهٔ مسئولان و آمران و عاملان ترورها و جنایتهای فاشیسم دینی در داخل و خارج ایران باید در چارچوب جنایت علیه بشریت در برابر عدالت قرار بگیرند. رسیدگی به نسلکشی و جنایت علیه بشریت در قتلعام زندانیان در سال۶۷ باید به قیام آبان و به همهٔ زندانهای خمینی و خامنهای در سراسر ایران از سال۶۰ تاکنون تعمیم پیدا کند.
وعده فرزندان رشید ایران با سردمداران و جلادان و دژخیمان و مزدوران این رژیم، عدالت در دادگاههای ایران آزاد شده است.
مسعود رجوی- ۱۱دی۱۴۰۰
با درود به هموطنان و دلاوران بلوچ
که در جنوب زاهدان در منطقه کورین بهویژه شورو
زیر ضرب توپخانهٔ دشمن ضدبشر ایستادهاند.
اکنون زمان برخاستن و کمک و حمایت
شورشگران و جوانان و مردم غیرتمند
در تمام سیستان و بلوچستان
و مناطق و استانهای اطراف است.
به کمک مجروحان و خانوادههای دردمند و داغدار بشتابید.
به دشمن باید درسی جانانه داد.
پادا بلوچ - برپا ایران!
آتش قیام را باید در همه جا گسترش داد.