‏نمایش پست‌ها با برچسب عاشورا. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب عاشورا. نمایش همه پست‌ها

یکشنبه، مرداد ۲۴، ۱۴۰۰

مسعود رجوی: کوره‌های کرونا در رژیم اعدام و قتل‌عام در ایران

 


کوره‌های کرونا در رژیم اعدام و قتل‌عام در ایران

مسعود رجوی -۲۲مرداد۱۴۰۰


خامنه‌ای خلیفهٔ ارتجاع، به مجالس عزاداری ماه محرم و عاشورا فراخوانده و می‌گوید «ما به این مراسم احتیاج داریم». به گفتهٔ خامنه‌ای وسیلهٔ خوبی «برای تضرع و توسل و استغفار است». اما «شیوه نامه‌ها» رعایت شود تا «دشمنان» نتوانند بگویند که این مجالس موجب شیوع کرونا شد!

این در شرایطی است که آمار قربانیان و جان‌باختگان کرونا از ۳۶۰هزار فراتر رفته که آدمی را برق‌گرفته و مات و مبهوت می‌کند. سردخانه‌ها و گورستانها هم یکی پس از دیگری سقف و رکورد مرگ می‌شکنند. فاشیسم دینی و رژیم اعدام و قتل‌عام با کوره‌های کرونا همین است.

عملکرد این رژیم به گواهی موضع‌گیریها و اطلاعیه‌های روزانه مقاومت ایران از اول اسفند ۱۳۹۸ تا همین امروز، ضدانسانی، ضداسلامی و ضدایرانی و شایان رسیدگی بین‌المللی است. به‌خصوص از بابت دریغ کردن واکسن از مردم ایران که قتل و جنایت عمدی علیه بشریت در استراتژی کلان تلفات و سپر انسانی در برابر خطر قیام و سرنگونی است.

مانند اسفند ۹۸ که خامنه‌ای فتوای وجوب غسل و حنوط و کفن کردن و نماز میت داد، باید تکرار و خاطرنشان کرد که در فرهنگ قرآن حفظ جان و سلامت مردم بی‌گناه بر همه چیز اولویت دارد. بنابراین وقتی احتمال سرایت وجود دارد، هیچ مجلس و مراسمی ضروری و واجب نیست. در ماه محرم هم دقیقاً باید به ترتیبی عمل کرد که احتمال سرایت به صفر برسد.

پاسخ به رژیم ولایت در قیام و جنگ صد برابر است


جمعه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۹

مسعود رجوی - ۳۰خرداد ۱۳۶۰ - سی خرداد شصت - گزیده سخنرانی


مسعود رجوی: در آستانه ۳۰خرداد بدون این‌که حتی یک گلوله شلیک کرده باشیم، چند هزار زندانی شلاق خورده داشتیم.
‌در نمایشات جمعه، روی دیوارها، کف خیابانها، رادیو، تلویزیون، مساجد، ملاقاتها و سخنرانیهای خمینی در جماران و جلساتی از دولت و جلسات مجلس شروع می‌شد با شعار مرگ بر مجاهدین.

گفتیم که خوب ما می‌خواهیم که مسالمت ادامه داشته باشد. ما به قانون اساسی شما رأی ندادیم به دلایل خاص ایدئولوژیکی و سیاسی خودمان به ولایت‌فقیه. اما التزام بهش داده‌ایم. به‌شرطی که در همین حد آزادیهایی که این تو نوشته است همین را اجرا کنید.
آن موقع هنوز اعلام مبارزه مسلحانه نکرده بودیم و همین هم درست بود. و گفتیم که نمی‌شه که این قاضی‌القضات تو بهشتی وقتی از ما کشته میشه میگه خودشون کشته‌اند. آخر حضرت آیت‌الله، خدیو مصر هم وقتی که دید پیراهن یوسف از جلو پاره نیست قلباً دیگه مطمئن شد که این گناهکار نیست. چه جوری است که ما تحریک می‌کنیم، ما می‌زنیم ولی همیشه از ما کشته میشه؟
محض نمونه چرا یکبار یکی از طرف مقابل این بلا سرش نمیاد؟ بنابراین گفتیم که این چیزیکه گوشزد فرمودید ما چه چاره‌ای داریم جز نوشتن وصیت نامه‌هایمان، در عین این‌که خواهان زندگی مسالمت‌آمیزیم. اگر هم اجازه می‌فرمائید و سوء تعبیر سیاسی نمی‌کنید. بیائیم خدمتتان در کمال آرامش و مسالمت شکایت هامون را بکنیم. حرف هامون رو اثبات کنیم. مدعی هم اگر هست اون هم بیاد.

اما جواب اون رو لابد می‌دونید، گفت لازم نیست شما بیائید. من خدمت می‌رسم. منظورش با داغ است و درفش و گلوله.

تا رسیدیم به ۳۰خرداد، باید تصمیم نهایی را می‌گرفتیم، زمان تصمیم‌گیری قطعی فرا رسیده بود. در برابر ارتجاع مهیب و قهاری که می‌رفت که خودش را یکپارچه و یک پایه و به‌صورت مطلقه مستقر بکند. چون دیگر جای هیچ مانور و تحرک سیاسی باقی نمانده بود.

یا باید تسلیم می‌شدیم و به حیات خفیف و خائنانه رضا می‌دادیم و فی المثل مثل حزب توده در کودتای ۲۸مرداد به مسئولیت مون پشت می‌کردیم و در تاریخ ایران نفرین می‌شدیم. و یا می‌باید با سنگین‌ترین بهای ممکن با الهام از سیدالشهدا حسین بن علی(ع) به طرزی عاشورا گونه از شرف خودمون و خلق در زنجیرمان نگهبانی می‌کردیم و ما این راه رو برگزیدیم. و این نسل این راه رو برگزید.

صدها بار اعلام کرد رژیم که اینها از بین رفتند. ولی امروز ما هم‌چنان افتخار می‌کنیم که وقتی گفتیم مرگ بر ارتجاع، پاش ایستادیم و تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون هم خواهیم ایستاد. هم‌چنان که گفتیم سرنگونی، سرنگونی...