‏نمایش پست‌ها با برچسب ۳۰خرداد. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب ۳۰خرداد. نمایش همه پست‌ها

چهارشنبه، تیر ۱۱، ۱۳۹۹

مصاحبه مسعود رجوی - ۳۰خرداد پایان مشروعیت کل نظام - دی ماه ۱۳۶۰ - قسمت چهارم


۳۰خرداد کارزاری در برابر هیولای ولایت که ۳۹سال است بی وقفه برای آزادی خلق و میهن ادامه دارد

گزارش دو هفته نبرد از ۱۷ تا ۳۰خرداد ۱۳۶۰

مسعود رجوی - استراتژی قیام و سرنگونی - اسفند ۱۳۸۸
پنجمین مصاحبه در پاریس - دی ۱۳۶۰

ایا کسی هست که خبر را بشنود و عکس ها را ببیند و برنشورد؟
چنین کسی از انسانیت بویی نبرده است
اینست خط سرخ ۳۰خرداد و این مقاومت و انقلابی است تا پیروزی



سه‌شنبه، تیر ۱۰، ۱۳۹۹

۳۰خرداد یکپایه شدن حاکمیت ارتجاعی و بستن شکاف توسط خمینی - قسمت سوم


عزل بنی صدر اولین رئیس جمهور رژیم
نخستین جراحی و شقه بزرگ در نظام ولایت

سرمقاله کیهان (نوشته آخوند سیدمحمد خاتمی): هوشیار باشیم که رجویسم بجای بنی صدر به صحنه می آید
رفسنجانی رئیس مجلس خمینی: امام به بنی صدر گفتند از جرایم شما این است که با این گروهها ارتباط دارید. فراموش نکنید که در جریان انتخابات ریاست جمهوری آقای بنی صدر گفت که بعد از من آقای مسعود رجوی محبوبیت دارد. باید با قاطعیت عمل شود و این گروه مسلح و مخرب و بانک سرقت کن هرگز نمی توانند آزادی را به یک ملت جنگ زده بدهند.

سرمقاله کیهان: کادر رهبری مجاهدین برای خروج و یا شکستن این بن بست سیاسی - تشکیلاتی لازم می بیند که شیوه نهایی خود را بکار گیرد تا بلکه از این مخمصه نجات پیدا کند شیوه نهایی آنها هم معلوم است و بر کسی پوشیده نیست. جنگ مسلحانه هم در استراتژی و هم در تاکتیک




جمعه، تیر ۰۶، ۱۳۹۹

مصاحبه مسعود رجوی - ۳۰خرداد، پایان مشروعیت کل نظام - دی‌ماه۱۳۶۰ - قسمت دوم


مسعود رجوی: ۳۰خرداد، پایان مشروعیت کل نظام
از فردا باید شعار داد: مرگ بر خمینی
از فردا دیگر سیاست دست خالی در برابر چماق و گلوله راست‌روی و اپورتونیسم است.

از این پیشتر بارها به ارتجاع هشدار داده بودیم که از روزی که با گلوله در برابر گلوله پاسخ بگوییم حذر کند اکنون آن روز فرا رشیده بود و کاش می دیدید که وقتی فرمان مقاومت انقلابی مسلحانه صادر شد چه وجد و شور بی پایانی چهره تک تک مجاهدین و میلیشیای خلق را فرا گرفته بود. 


پنجشنبه، تیر ۰۵، ۱۳۹۹

مسعود رجوی : ۳۰ خرداد پایان مشروعیت نظام – از فردا باید شعار داد- مرگ بر خمینی - قسمت اول


از فردا دیگر سیاست دست خالی در برابر چماق و گلوله راست روی و اپورتونیسم است

مسعود رجوی - پنجمین مصاحبه در پاریس دی ۱۳۶۰

انشالله که شما اینقدر ساده نیستید که حرف کسانی را که می گویند مجاهدین باعث تشدید خفقان شده اند باور کنید. زیرا که دیو بی جهت آنقدر تنوره نکشید و چماقداریها و حبس و کشتارها و عزل و نصب های درون دستگاه خودش را بی نقشه و هدف و محض رضای خدا انجام نداده بود‍!
رژیم خمینی با خصیصه ویژه انحصارطلبانه خود می رفت تا بر سر راه خود هر کس و هر چیز را نابود سازد. 


چهارشنبه، تیر ۰۴، ۱۳۹۹

مسعود رجوی : اتمام حجت تاریخی با کل نظام خمینی – تیر ۱۳۶۱


مسعود رجوی: ۳۰خرداد برای ما تردید بردار نیست. نمی دونم چقدر اطلاع دارید که برای برگزاری تظاهرات ۳۰خرداد سال ۱۳۶۰، به مثابه یک نقطه پایان برای رژیم و یک مبدا و نقطه آغاز برای مرحله نوین انقلاب چقدر پیشاپیش بحث و بررسی کردیم. تمام اشکالات غول آسای عملی این تظاهرات در یک طرف، که تقریبا خمینی با به حد اعلا رساندن درجه اختناق در آن روزگار غیرممکن کرده بود ولی مسئولین سیاسی و مسئولین نظامی شما آن را ممکن کردند....


جمعه، خرداد ۳۰، ۱۳۹۹

مسعود رجوی - ۳۰خرداد ۱۳۶۰ - سی خرداد شصت - گزیده سخنرانی


مسعود رجوی: در آستانه ۳۰خرداد بدون این‌که حتی یک گلوله شلیک کرده باشیم، چند هزار زندانی شلاق خورده داشتیم.
‌در نمایشات جمعه، روی دیوارها، کف خیابانها، رادیو، تلویزیون، مساجد، ملاقاتها و سخنرانیهای خمینی در جماران و جلساتی از دولت و جلسات مجلس شروع می‌شد با شعار مرگ بر مجاهدین.

گفتیم که خوب ما می‌خواهیم که مسالمت ادامه داشته باشد. ما به قانون اساسی شما رأی ندادیم به دلایل خاص ایدئولوژیکی و سیاسی خودمان به ولایت‌فقیه. اما التزام بهش داده‌ایم. به‌شرطی که در همین حد آزادیهایی که این تو نوشته است همین را اجرا کنید.
آن موقع هنوز اعلام مبارزه مسلحانه نکرده بودیم و همین هم درست بود. و گفتیم که نمی‌شه که این قاضی‌القضات تو بهشتی وقتی از ما کشته میشه میگه خودشون کشته‌اند. آخر حضرت آیت‌الله، خدیو مصر هم وقتی که دید پیراهن یوسف از جلو پاره نیست قلباً دیگه مطمئن شد که این گناهکار نیست. چه جوری است که ما تحریک می‌کنیم، ما می‌زنیم ولی همیشه از ما کشته میشه؟
محض نمونه چرا یکبار یکی از طرف مقابل این بلا سرش نمیاد؟ بنابراین گفتیم که این چیزیکه گوشزد فرمودید ما چه چاره‌ای داریم جز نوشتن وصیت نامه‌هایمان، در عین این‌که خواهان زندگی مسالمت‌آمیزیم. اگر هم اجازه می‌فرمائید و سوء تعبیر سیاسی نمی‌کنید. بیائیم خدمتتان در کمال آرامش و مسالمت شکایت هامون را بکنیم. حرف هامون رو اثبات کنیم. مدعی هم اگر هست اون هم بیاد.

اما جواب اون رو لابد می‌دونید، گفت لازم نیست شما بیائید. من خدمت می‌رسم. منظورش با داغ است و درفش و گلوله.

تا رسیدیم به ۳۰خرداد، باید تصمیم نهایی را می‌گرفتیم، زمان تصمیم‌گیری قطعی فرا رسیده بود. در برابر ارتجاع مهیب و قهاری که می‌رفت که خودش را یکپارچه و یک پایه و به‌صورت مطلقه مستقر بکند. چون دیگر جای هیچ مانور و تحرک سیاسی باقی نمانده بود.

یا باید تسلیم می‌شدیم و به حیات خفیف و خائنانه رضا می‌دادیم و فی المثل مثل حزب توده در کودتای ۲۸مرداد به مسئولیت مون پشت می‌کردیم و در تاریخ ایران نفرین می‌شدیم. و یا می‌باید با سنگین‌ترین بهای ممکن با الهام از سیدالشهدا حسین بن علی(ع) به طرزی عاشورا گونه از شرف خودمون و خلق در زنجیرمان نگهبانی می‌کردیم و ما این راه رو برگزیدیم. و این نسل این راه رو برگزید.

صدها بار اعلام کرد رژیم که اینها از بین رفتند. ولی امروز ما هم‌چنان افتخار می‌کنیم که وقتی گفتیم مرگ بر ارتجاع، پاش ایستادیم و تا آخرین نفس و تا آخرین قطره خون هم خواهیم ایستاد. هم‌چنان که گفتیم سرنگونی، سرنگونی...