دربارهٴ حملهٔ فجیع به سلمان رشدی به فتوای خمینی در بهمن ۶۷
و حکم مجدد خامنهای در مهر ۹۴
برای خمینی و خامنهای اسلام و پیامبرش بهانه است، حفظ نظام هدف و نشانه است. در مهر ۱۳۷۷ خرازی وزیر خارجه آخوند خاتمی در برابر خبرنگاران از جانب رژیم به رابین کوک وزیر خارجه انگلیس قول داد فتوا در مورد سلمان رشدی اجرا نخواهد شد. این مابهازای محکوم کردن بیشرمانه کیفر لاجوردی سردژخیم اوین با برچسب تروریستی بود.
امروز هم هر قولی که رژیم در مورد صرفنظر کردن از سلاح اتمی بدهد پوچ و نامعتبر است زیرا آن را ضامن بقای فاشیسم دینی میداند. فاشیسم هیتلری هم در مرحله پایانی چشم به سلاح اتمی دوخته بود اما به آن نرسید.
مسعود رجوی: خامنهای خلیفهٔ خونریز ارتجاع بهنقل از دجال ضدبشر خمینی «عدم حضور در انتخابات» رژیم را بهگونهیی دو ضرب «در رأس گناهان کبیره» و «تا نسلها بعد مستلزم بازخواست الهی» اعلام کرد. به راستی که از تحریم سراسری شعبده و خطرهای بعدی وحشت کرده است.
هفت گناه کبیرهٔ مشهور و مورد اتفاق در اسلام بشرح زیر است:
۱-شرک و دوگانگی
۲-قتل نفس بیگناه
۳-جادوگری و شعبده
۴-فرار از جهاد
۵-خوردن مال یتیم
۶-ربا خواری (شاخص استثمار)
۷-تهمت به زن پاکدامن (اسیدپاشیها یادتان باشد)
بنابراین، نخستین گناه کبیره در اسلام و قرآن، شرک و بتپرستی است که در روزگار معاصر در میهن اسیر ما بهمعنی شیخ و شاه پرستی است. شاه خود را سایهٔ خدا و ولیفقیه خود را خلیفهٔ خدا بر روی زمین دانستهاند. این دوگانگی و شریک قرار دادن برای خدا و توجیه دیکتاتوری و آزادیکشی یعنی غصب حاکمیت و آرای جمهور ملت و کشتار فرزندان بیگناه آن است.
در سالروز شهادت امام جعفر صادق باید یادآوری کرد که پیشوایان اسلام انقلابی مشخصاً امام موسی کاظم حتی کرایه دادن شتر به خلیفهٔ ستمگر برای زیارت حج را هم حرام و تحریم کردند. چه رسد به آن کس که بقای سلطان و خلیفهٔ جور و ستم را بخواهد که همانا سزاوار آتش است.
گناه کبیرهٔ دیگر جادوگری و شعبده بهمعنی دجالیت است که در روزگار ما خمینی و خامنهای مظاهر آن هستند.
گناه کبیرهٔ دیگر فرار از جهاد در برابر ستم و استبداد بهمعنی سازش و «نجنگ» با این رژیم است.
این تعاریف، همان اسلام مجاهدین است که خامنهای در سالمرگ دجال تأکید کرد خمینی آن اسلام را «التقاطی» میدانست. در قاموس کفر و حقستیزی، حضرت علی و امام حسین را هم که بیاورید از نظر شیخ و شاه «التقاطی» و «مارکسیست اسلامی» هستند!
اگر تحریم انتخابات قلابی در دیکتاتوری سلطنتی و در استبداد دینی گناه کبیره است، فرزندان ایران به آن افتخار میکنند. تکرار میکنیم که انتخابات در این رژیم یک شعبده است و تحریم باید گردد. شرکت در آن دست کردن در خون شهیدان است.
ارتش آزادی در پنجمین مؤسسان فراگیرش با کانونهای شورشی تنها راه برای آزادیست
به هر حال افسوس و صد افسوس که در خلاء رهبری ذیصلاح، در فقدا ن سازمان رهبری کننده انقلابی و در شرایطی که یک جانشین دمکراتیک و مردمی در کار نبود برای حکومت شاه، لشگر اوباش و اراذل به رهبری خمینی از راه رسید و شد اونچه که تمامی مردم ایران طعم تلخ اش را به سختی چشیدند، وقتی که خمینی راهبر و امام شد.
در قدم اول کلمه ذبح شد.
یعنی کلمه عاری از محتوا و مفهوم شد.
کلمه های ارزشمند، مثل انقلاب، مثل اسلام، مثل استقلال، مثل آزادی، مثل جمهوری
این کلمه ها پیاپی خوار و بی مقدار و مبتذل و بی ارزش شدند.
وحشیانه ترین شکنجه ها را اسمش را گذاشتند، تعزیر
و تا توانستند تحت لوای دین و مشروعه دست بریدند و چشم درآوردند و سنگسار کردند
و بعد به جنگ کثیف و وحشی هم موهبت الهی نام دادند.
یقینا خمینی بزرگترین بلیه سیاسی و اجتماعی و مذهبی تاریخ ایران است.
خلاصه بگویم آزمایش وجود و لاوجود ایران و ایرانی است
که وجود برای ایران و ایرانی حقه یا لا وجود؟
***
امروز مردم ایران درگیر سهمگین ترین نبردها و پنجه در پنجه درنده ترین گرگهای تاریخ این سرزمین اند.
باشد که با سوزاندن ریش و ریشه خمینی و رژیمش هر دو تا چشم مردم ایران دریک چنین سال روزی روشن هم بشه،
باشد که با موکب صلح و آزادی امیدها و اعتمادهای پرپر شده و اون شور شگفت، اون همدلی، اون همنوایی،
همنوایی بی مانند روزهای انقلاب ضد سلطنتی، با آگاهی با عمقی صد برابر، به کوری چشم خمینی از سر گرفته بشه.
«یقین کنید، یقین کنید که هر دستی که از مجاهدین بشکند، ده دست به آنها افزوده می شود، و هر چشمی که از حدقه مجاهدین بیرون بیاید صد چشم بیناشده دیگر به آنها افزوده می شود. و هر قلبی که از مجاهد پاره کنید و سری که بشکنید، هزار قلب و سر دیگر پربرکت - به جایش خواهد نشست.
این منطق انقلاب است. این منطق توحید است، منطق تکامل است،منطق اسلام است،و منطق راه خدا و راه خلق است!»
🔸 مسعود رجوی تنها بازمانده مرکزیت اولیه سازمان مجاهدین خلق ایران که همراه با آخرین دسته از زندانیان سیاسی به همت خلق قهرمان از شکنجهگاه های رژیم شاه آزاد شده بود، در روز ۴بهمن سال ۱۳۵۷ اولین سخنرانی خود را در حضور دهها هزار تن از مشتاقان دیدارش، در مسجد دانشگاه تهران ایراد نمود.
🔸 مسعود رجوی در این سخنرانی گزارش کوتاهی درباره ۱۴سال فعالیت سازمان مجاهدین خلق ایران و ۷سال اسارت و زندان به مردم ایران ارائه نمود.
🔸 رجوی بر حرمت کلمه آزادی تأکید کرد و انحصارطلبیهایی تحت نام اسلام را محکوم دانست.